« ما احساس میکردیم که به خود واگذاشته شدن از سوی خدا به مراتب سختتر از تنبیه به وسیلهی اوست... عدم اعتنای خداوند برای ما بسیار سختتر از این است که قربانی خشم او شویم. بشر میتواند دور از خدا زندگی کند اما خارج از حیطهی قدرت او هرگز. خدا در همه جا و همه وقت با ماست، حتی در زمان رنج کشیدن... بیتفاوتی نسبت به رنجکشیدنها ست که انسان را به یک موجود ضد بشر تبدیل میکند. در سیاهترین دوران و در اعماق گتوها و اردوگاههای مرگ، ما احساس فراموششدن داشتیم...» سخنان الی وایزل نویسنده یهودی آمریکایی در جلسه 12 آوریل 1999 کاخ سفید که با حضور کلینتون رئیس جمهور آمریکا تحت عنوان «بی تفاوتی، درسهایی از قرن تجاوز» برگزار شد.
از مقدمه ی تاریخ یهود، آیین یهود، اسرائیل شاهاک، ترجمهی رضا آستانه پرست، انتشارات قطره، چاپ دوم، 1384 جهان ِ «پر از خوابهای شهوت و کینه»( بوف کور/ هدایت) اما گنگ و خاموش، تنها نظارهگر آرزوها و رنجهای ما ست. جهان نسبت به رنجهایی که میکشیم بی تفاوت است و همین ما را به موجوداتی ضد بشر– ضد خویش- تبدیل میکند. «فکری نیست که انسان به آن عادت نکند»( بیگانه/کامو) و ما به ضدیت با خویش و نیز به «تعادلی که از هرج و مرج زاییده شده»( مقدمهی سارتر بر بیگانه) عادت میکنیم و میمانیم و یادمان میرود که چرا چنین آرام و ساکت زیر چرخها و چنگکها درد میکشیم(نگاه کنید به گروه محکومین/کافکا) و دست و پا میزنیم تا از میان این همه اغتشاش و بیهودگی و رنج به « کشفِ سرنوشت بشر» نائل شویم و صد افسوس که سرنوشت « به قول آن شاعر عرب-ذهیر- به شتر کوری میماند که ناگهان آدمها را واژگون میکند.»( خانهی آستریون- چاه بابل/ بورخس) و ما نیز واژگون میشویم.
|
0 Comments:
Post a Comment
<< Home